چه بی نوا پنجره ای ست آن که ستاده رو به دیواری ضخیم دلگیر و رنجور از لکه هایی کثیف بر سرش می کوبند هر بار مانند پتکی که ای تنها مانده ی غم زده ی غریب! روزی بر این پنجره، باران می بارید... الهه بهشتی ...