
توسط: الهه بهشتی در تاریخ: شنبه ۱۴۰۴/۰۱/۲۳، 21:13 به یک کلبه زیبا فکر کن عزیز من! به من! دوست داری کلبهمان چه شکلی باشد؟ یک کلبه چوبی وسط جنگل که داخلش روشن است و نور از پنجرههایش به بیرون میتابد؟فکر کن که به یک پیادهروی طولانی رفته باشی و ناگهان باران شدیدی گرفته باشد. تصمیم میگیری برگردی. هوا خیلی سرد، اما کلبه ما گرم است و تو در راه بازگشتی. تمام مسیر به خانه فکر میکن...
ادامه مطلب
برای لحظه ای، از تمام آن چه که تو را می آزرد رها می شوی . چشم هایت را می بندی، خودت را می بینی که بر سر کوره راهی پر پیچ و خم ایستاده و نظاره گر ترس های کودکی ات هستی که می دوند و از تو دور می شوند. ص...
ادامه مطلب
ما همه اسیر رویاهایمان هستیم حتی اگر آن رویا، " آزادی " باشد... حواستان هست؟ نرسیدن بدیهی ست وقتی همه ی ما، از اسارت بیزاریم... xa0 نویسنده : الهه بهشتی...
ادامه مطلب