
توسط: الهه بهشتی در تاریخ: شنبه ۱۴۰۲/۰۲/۱۶، 22:23 برای تو مینویسم؛ ای رنجیدهی مهجور. برای تو که گاهی درون منی و گاهی خیلی دور.برای تو مینویسم که بدانی من زخمهایت را دیدم. دیدم که پاره پاره شده بودی اما خم به ابرویت نیامد. پژواک صدایت را شنیدم وقتی در خلوت خود فریاد میکشیدی و کسی برای کمک نمیآمد. وقتی چراغها را خاموش کردی که کسی اشکهایت را نبیند، دیدم که ستارهای در که...
ادامه مطلب
توسط: الهه بهشتی در تاریخ: شنبه ۱۴۰۲/۰۲/۱۶، 22:23 برای تو مینویسم؛ ای رنجیدهی مهجور. برای تو که گاهی درون منی و گاهی خیلی دور.برای تو مینویسم که بدانی من زخمهایت را دیدم. دیدم که پاره پاره شده بودی اما خم به ابرویت نیامد. پژواک صدایت را شنیدم وقتی در خلوت خود فریاد میکشیدی و کسی برای کمک نمیآمد. وقتی چراغها را خاموش کردی که کسی اشکهایت را نبیند، دیدم که ستارهای در کهکشان برای همیشه مر...
ادامه مطلب
آدم های قرن بیست و یک ، در همین یک جمله خلاصه می شوند: " همه هستند و هیچ کس نیست "...
ادامه مطلب
ابرها می خزندو فلسفه تاریک مه را رقم می زننداین ابرهای لعنتینمی دانندشاید حرفیخاطره ایچیزی پشت مه ها ،گیر افتاده باشد؟ الهه بهشتیxa0 کانال تلگرام:@elahebeheshti...
ادامه مطلب